منطقه امن

 

بغض

نفسم نه میره بالا ،نه میاد پایین .نه اینکه فکر کنی مردم .

ته گلوم درد میکنه ،نه اینکه فکر کنی گلودرد دارم .

اینجا ،درست اینجا ،توی گلوم یه چیز سفت ،قلمبه گیر کرده ،

یه چیزی... مثل ....مثل ....

بغض

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٥ - افسانه